spacer.png, 0 kB

صفحه اصلی
سياسي
اجتماعي
فرهنگي
اقتصادي
ورزشي
كوردي
صوت و تصوير
دين و انديشه
گزارش تصويری
فناوري اطلاعات
اخبار در سايت شما
پربيننده ترين خبرها
جستجوی پیشرفته
كوردنيوز تولبار
ارسال مطلب
آرشيو مطالب
گالري تصاوير
هواشناسي
نظرات شما
تماس با ما
لينك به ما
درباره ما
تبليغات
پيوندها
تبلیغات

تبليغات در كوردنيوز

قيمت مناسب؛نتيجه ايده‌آل
كليك كنيد

 كوردنيوز را به علاقه منديهاي خود اضافه کنيد
كوردنيوز را صفحه خانگي خود کنيد
69 میهمان حاضرند
spacer.png, 0 kB

گستره‌ی بیگانگی
يادداشت | ۲۵ بهمن ۱۳۸۷
Imageدر پاسخ به‌ «درد بیگانگی»
دکترعبدالله ابریشمی

در پاسخ به‌ \"درد بیگانگی\" - که‌ توسط آقای علیرضا افشاری* نوشته‌ شده‌- عنایتی به‌ شناخت مشکلات کردها وهمدردی با رنج و محنت این مردم و سایر گروه‌های به‌ حاشیه‌ رانده‌ شده‌ی ایرانی به‌ چشم می خورد؛ این امر نوید می دهد که‌‌ اندیشه‌ اجماع برای ساختن کشوری با مناسبات سالم سیاسی، اجتماعی، آئینی، اداری، اقتصادی و فر‌هنگی در میان است.
در این راستا رسیدن به‌ تفاهم بر اساس شناخت همدیگر و حقوق برابر، مستلزم عبور از نگرش های استعماری یا مبتنی بر بیگانگی نسبت به‌هم، شرط نخست موفقیت است، اما آن جا که‌ نویسنده‌ از دیدگاه‌ گروه‌ مرکزنشین یا وابسته‌ به‌ آنان، در اشاره‌ به‌ سیاست حاکمیت و علل سطح پایین مشارکت این گروه‌ها‌ به‌ "عشیره‌ای و قبیله‌ای بودن نظام در برخی از جوامع" اشاره‌ می کند، یا این که‌ عشیره‌ را در مفهوم گروهی کوچنده‌ انگاشته‌ که‌ باید‌‌ "تلاش های رضاشاه‌ برای یکجا نشین کردن عشایر... را- قدر نهاد." و حکومت های منطقه‌ای دیرپای کرد چون اردلان را فرمانروایی عشیره‌ای می نامند (مانند‌ آقای علی احمدی در مقاله‌ی خنده‌های بلشویکی، در اشاره‌ به‌ گردانندگان تحرکات کردها می گوید " با فروپاشی دستگاه‌ شاهنشاهی مست شده‌ بودند و به‌ خیال احیای فرمانروایی های عشیره‌ای محلی خود افتاده‌ بودند"؛ این موارد اگر تعمدی نباشند، به‌ وضوح گستره‌ی بیگانگی و بی اطلاعی مرکز نشینان از ساختار و هویت تاریخی مردم ایران به‌ویژه‌ کردها خبر می دهند و این در حالی است که‌ بانیان حکومت در ایران وعثمانی- آز قرون آغازین اسلام تا پایان جنگ جهانی اول- از درون قبایل و ایل های بیابانگرد آسیای مرکزی برخاسته‌اند. اگر عقب ماندگی کردستان از توسعه‌ را ناشی از بافت عشیره‌ای بدانیم، نباید فراموش کرد وضع سایر مناطق ایران نیز تا تشکیل دولت نوین، بهتر از کردستان نبوده‌ است. بیش ترین سهم عقب ماندگی همه‌جانبه‌ی کردستان از سایر مناطق ایران، به نگاه‌های دولت نوین و برنامه‌ریزی ها جهت دار آن باز می گردد.‌ در دوران پهلوی، سهم یزد و اصفهان 6/34% از درآمد عمومی کشور(چون نفت) شصت و شش برابر بیش تر از 6/0% سهم کردستان و کرمانشاه بوده‌ است (روزنامه‌ اطلاعات 24 آذر 1382 ص 5 اقوام ایرانی و توسعه‌)‌، اما گستردگی بی اطلاعی از اوضاع مردم ایران، از فقدان مطالعات آکادمیک و نگاه‌های امنیتی بر این قبیل مسایل ناشی شده‌ است.
در گفتار زیر، تحت عنوان \"شناختی دوباره‌ از کردها\" در پاسخ به‌ موارد فوق و در نوبتی دیگر، مبانی واگرایی و همگرایی در ایران، به‌ نظر علاقمندان خواهد رسید. پرداختن به‌‌ چنین مضامینی در هماوایی اندیشه‌ها اثرهای بیش تری از بحث در باره‌ی مسایل چنبی دارد.
بخش نخست، شناختی دوباره‌ از کردها
- مفاهیم عشیره‌ وکوچندگی
مفاهیم تعریف نشده‌ای چون عشیره‌ و تداعی آن با شیوه‌های زیستی چون کوچندگی‌ از یک طرف و رمه‌گردانی چون یک امر تولیدی (نه‌ شیوه‌ی زیست) از طرف دیگر، مانع شناخت عشایر کرد شده‌ (که اغلب یکجانشین، رمه‌دار و رمه‌گردان بوده‌اند)‌. نتایج سیاسی- اجتماعی مترتب بر این شیوه‌ی نگرش، به‌ سیاه‌نمایی هویت کردها انجامیده‌ است.
کوچندگی نوعی شیوه‌ی زیست است. رمه‌داری و رمه‌گردانی نوعی کار تولیدی بوده‌ و هیچ گاه‌ منحصر به‌ کوچندگان نبوده‌ است. رمه‌گردانی‌ به‌ اقتضای موقعیت جغرافیایی مناسب کردستان و به‌ سبب محرومیت های تحمیلی برآن، هنوز کار تولیدی بسیار سودمندی است، رمه‌گردانان (بدون نیاز به‌ جمع آوری علوفه‌ در تمام طول سال) از آغاز بهار تا اوایل پاییز، از مراتع سرسبز و پر برکت پیر‌امون روستاها بهره‌ برده‌ و امروز هم بهره‌ می برند. شیوه‌ی متداول این کار تولیدی برای کسانی که‌ تعداد اندک دام (چون بز و گوسفند) دارند، در اطراف روستاها است (تا چند دهه‌ پیش برخی ازخانواده‌ها در شهرهای کردستان نیز بخشی از معیشت خود را از نگاهداری چند رأس دام و سپردن آن به‌ چوپان محله‌- برای چراندن در اطراف شهر- تأمین می کردند)، اما آن گروه‌ از سرمایه‌داران- که‌ بیش ترشان از طبقه‌ی زمیندار(عشیره‌) بودند و تعداد دام هایشان بسیار بود، به‌ کار تولیدی و منظم رمه‌گردانی می پرداختند، دامنه‌ی تحرکات رمه‌گردانی در اغلب مناطق کردستان بسیار کوتاه‌ و در پیرامون روستاها است، اگر مسیر طولانی ترهم باشد، به‌ ندرت از محدوده‌ی روستاهای مجاور فراتر می رود، چنین امری امروز هم به‌ سبب عقب ماندگی های تحمیلی به‌ عنوان یک کار تولیدی نه‌ شیوه‌ای از زیست، با همراهی گروه قلیلی خدمه‌ و سرپرستی افرادی از خانواده‌ رمه‌دار، روبه‌ راه‌ می شود و نیازی به‌ همراهی گروهی انبوه‌ و کوچ سازمان یافته‌ چون شیوه‌ای از زیست نبوده‌ و نیست.
-- شناختی از عشیره‌ی کرد
پس از اصلاحات ارضی (در پیش از انقلاب)، عشیره‌ی کرد- در ایران- پایه‌های اجتماعی و سیاسی خود را از دست داد. لذا مطالبی که‌ در زیر به‌ آن ها اشاره‌ می شود به‌ گذشته‌ تعلق دارند:
عشایر‌ مدعی پیوند تباری گروه‌ خویش به‌سان یک طبقه‌ی ممتاز و بالادست بودند. آنان با ساکنان روستاهای زیر سلطه‌ی خود جز در موارد خویشاوندی سببی پیوند تباری و طبقاتی نداشتند. بسیاری از عشایر سابق، این ویژگی های طبقاتی گذشته‌ را به‌ کنار نهاده‌ اند. عشایر اگرچه‌ در حفظ سرزمین کردها مؤثر بوده‌اند، ولی تاحدی موجب توقف منطقه‌ در مرحله‌ی تولید ابتدایی کشاورزی و رمه‌داری‌ بوده‌اند.
همبستگی عشیره‌ی کرد چون گروهی که‌ مدعی مالکیت یک منطقه‌ی به‌هم پیوسته‌ بودند، سلطه‌ی مالکانه‌ی خود را بر زمین و روستاهای آن منطقه‌ تسجیل کرده‌ و پاس می داشتند. آنان می کوشیدند مرز مشخصی با قلمرو همسایگان‌ داشته‌ باشند. به‌ طور معمول به‌ کسان غیر از عشیره‌ی خود، رخصت مالکیت زمین و روستا در مناطق درون قلمرو خود نمی دادند. آنان‌ در برابرعشایر دیگر و معارضین همبستگی وعرق گروهی داشتند و از توان به‌کارگیری ساکنان روستاهای زیر دست خود در مقابله‌ با معارضین برخوردار بودند، اما در درون خود نیز باهم ناسازگار بودند. عشیره‌ی زمیندار کرد، به‌طور اجتناب ناپذیری یکجا نشین بود. جمعیت عشایر به‌سان یک طبقه‌ی بالادست، درصد کمی از کل مردم کردستان را تشکیل می داد، اما آنان دارای بار سیاسی- اجتماعی قابل توجهی بودند. عشایرکرد در جایگاه‌ طبقه‌ی ممتاز زمیندار، نمی توانستند معرف اکثریت مر‌دم کردستان باشند. هرچند‌ عشایر از موقعیت سیاسی و در نتیجه‌ توان نظامی هم برخوردار بوده‌ و نامشان بر برخی از مناطق کردنشین تثبیت شده‌ است، ( در مقیاس بزرگتر‌،‌ قبیله‌ یا خاندان ابن سعود معرف تمام ساکنان سرزمین حجاز نبوده‌ و نیستند، اگرچه‌ نام خاندان سعودی بر سرزمین حجاز تسجیل شده‌ است.)
عشایر از منظراقتصادی به‌طور توام به‌ دامداری (بیش تر رمه‌داری) و کشاورزی می پرداختند و بر اساس موقعیت جغرافیایی، یکی را اولویت بیش تر می دادند. هنوز به‌ سبب فقدان سرمایه‌داری صنعتی در کردستان، سرمایه‌داران شهری با ساکنان روستایی مناطق سرسبز کردستان، کار تولیدی رمه‌داری و رمه‌گردانی مشترک دارند (مناسبات شبانکاره‌ای).
تفاوت کردستان با سایر مناطق ایران در این بود که‌ در جاهای دیگر، زمین و ناحیه‌ای توسط پادشاه‌ به‌ طور اقطاع به‌ عوامل مورد نظر (بیشتر برای اهداف نظامی) واگدار می شد، ولی در کردستان در بیش تر موارد زمین و مناطق روستایی در انحصار عشایر بود و آنان خود چون یک پادگان نظامی آمادگی داشتند، این امر مانعی در برابر سلطه‌ی کامل پادشاهان بر کردستان شده‌ بود.
با این توصیف که‌ از عشیره‌ی کرد به‌ عمل آمد و با عنایت به‌ جمعیت قلیل آنان به‌ سان یک طبقه‌ی ممتاز نسبت به‌ کل جمعیت مناطق روستایی و شهری، نمی توان بافت مردم کردستان را عشیره‌ای و قبیله‌ای خواند. چنین نگرشی به‌ ساختار اجتماعی مردم کرد از بی اطلاعی یا سیاه‌نمایی سیاسی ناشی می شود. چنان که‌ تا همین اواخر‌ در رسانه‌ها در معرفی مردم کرد، اسب سواری تفنگ به‌ دوش نشان داده‌ می شد!
-- حکومت های منطقه‌ای (امارات) کرد
همانطور که‌ اشاره‌ شد، اقتدار عشیره‌ای به‌طور معمول محدود به‌ منطقه‌ی خاص هر عشیره‌ بود، در حالی که‌ امارت یا حکومت منطقه‌ای شامل مجموعه‌ای از مناطق عشیره‌ای و غیر عشیره‌ای، شهرک ها و شهرها بود. به‌طور مثال در منطقه‌ی کردستان مکری تا پیش از اصلاحات ارضی، عشایر بر بیش تر زمین ها و روستاهای منطقه‌ دست انداخته‌ بودند، در حالی که‌ حکومت این منطقه‌ از اواخر سده‌ی 15 میلادی به‌ دست خاندان امیر سیف الدین (که‌ به‌ مکری شهرت یافت) افتاد و تا سال 1846 در اختیار خاندان بابامیری (شاخه‌ای از نوادگان امیر سیف الدین) باقی ماند و در بیش تر این زمان امارت مکری، مناطق وسیعی از اشنویه‌ تا سقز و بانه‌ را در اختیار داشت. در تمام این قرون، عشایر منطقه‌ تابع امارت مکری بودند، از تعدی به‌ حریم همدیگر منع می شدند، در قلمرو خود نیز اگر مرتکب خلاف می شدند، از سوی حکومت منطقه‌ای مورد بازخواست قرار می گرفتند، در حالی که‌ پس از برچیدن فرمانروایی خاندان بابامیری، هر عشیره‌ای در امارت وسیع مکری، برای خود فرمانروای مستقلی در محدوده‌ی خود بود. به‌جای یک حکومت حافظ امنیت ، ده‌ها فرمانروای بی نظم و خودسر عشیره‌ای قد برافراشته‌ بود. اگرچه‌ در آن دوره‌ از دربار قاجار فرمانروایی برای کل امارت مکری در‌ مهاباد (ساوجبلاغ) مستقر شده‌ بود، با این حال عشایر‌ قدرت فائقه بودند. فرمانروای اعزامی قاجار، اقتدار خود را از نیرویی عشایر تأمین می کرد. این کار‌ با بهره‌برداری از رقابت و عناد سنتی بین عشایر تأمین می شد و نیازی به‌ نیروی جداگانه‌ نبود‌. کردها این دوره‌ی خودسری عشایر را- که‌ تلفیقی از اقتدار مرکزی قاجار و عشیره‌ی کرد بود- و تا به‌ قدرت رسیدن رضاشاه ادامه‌ داشت- دوران دربگی (ده‌ره‌به‌گی) می گویند، ولی مرکزنشینان به‌ عمد یا ندانسته‌، فرمانروایی منطقه‌ای و اقتدار عشیره‌ای را یکی می انگارند.
از جمله‌ امارات به‌ نام و دیرپای کرد در ایران، امارت اردلان بود که‌ از پایان دوران مغول تا اواسط دوران ناصرالدین شاه‌ پای برجا بود.. برابر گواهی جهانگردان (ازجمله‌ سفرنامه‌ی اولیا چلبی / قرن 11 ه.ق. و مارتین وان بروین سن، در کتاب جامعه‌شناسی مردم کرد، ترجمه‌ی یونسی) امارات کرد از لحاظ مدیریت سیاسی و شخصیت امرا مدل کوچکی از دولت های ایران و عثمانی بوده‌ و در امور شهری، تمدن و مناسبات اقتصادی، از مناطق مجاور‌ پایین تر نبوده‌اند. هر امارت کرد با هماهنگی گروهی از عشایر دوروبر‌ و ساکنان غیر عشیره‌ای روستایی و اهالی شهرک ها و شهرهای همان منطقه‌ تشکیل می شد. اگر در ایران پژوهشی در این زمینه‌ها صورت نگرفته،‌ بیش تر علل سیاسی دارد؛ هدف دولت نوین تحریف حقایق تاریخی به‌ویژه‌ در مورد کردها است.
تشکیل حکومت های منطقه‌ای کرد یک ضرورت تاریخی بود؛ زمیندار بودن عشایر، شرایط پیدایش چنین حکومتی را در کردستان فراهم کرده‌بود، ازدیگرسو با توجه‌ به‌ اهمیت ارتباط سریع نسبت به‌ اوضاع منطقه‌ و کوهستانی بودن آن، تشکیل حکومت های نه‌ چندان گسترده‌ راه‌ حل مناسبی برای اداره‌ی امور، تأمین امنیت و ایجاد تفاهم و همزیستی بین عشایر منطقه‌ بود. با این حال تعدد چنین حکومت هایی، نقطه‌ ضعفی در برابر حکومت های بزگ و گسترده‌ در مجاورت کردها بود.
-- پیدایش مشکل کرد در ایران
در جریان تهاجم اعراب به‌ ایران (نیمه‌ی اول قرن هفتم میلادی)، کردها بیش ترین مقاومت ها را از خود نشان دادند، اما هنوز دو سده‌ از انقراض دولت ساسانی نگذشته‌ بود که‌ کردها در غرب و دیگر ایرانیان در شرق، به‌ تشکیل حکومت های مستقل و یا به‌طور اسمی تابع خلفای عباسی روی آوردند، پس از آن اکثر پادشاهانی که‌ بر گستره‌ی ایران زمین فرمانروایی کردند، اقتدار خود را حکومت ایران نمی خواندند، لذا امارات کرد نیز با حکومتی که‌ خود را دولت ایران بداند مواجه‌ نبودند، اما پس از این که‌ شاه‌ اسماعیل اول (صفوی) در ابتدای قرن شانزدهم میلادی- به‌ ظن قوی ندانسته‌- به‌ ظهور مجدد دولتی به‌ نام \"ایران\" در‌ صحنه‌ی سیاسی خاورمیانه تحقق بخشید، مشکل کرد نیز به‌ وجود آمد. زیرا شاه‌ صوفی حاکمیت و موجودیت دیرپای امرا و امارات کرد را نادیده‌ گرفت و به‌ فکر تغییر حکام بومی و تحمیل مذهب مورد علاقه‌ی خود بر مردم بود. نخست حکام برخی مناطق اطاعت شاه‌ نوجوان را پذیرفتند، اما بزرگان قوم به‌ دست قزلباشان به‌ قتل رسیدند. این جریان مانع پیروی بیش تر امارات از شاه نوجوان‌ ایران شد (برای اطلاع بیش تر به‌ کتاب شاه‌ اسماعیل اول، پادشاهی با اثرهای دیرپای بر ایران و ایرانی از دکتر منوچهر پارسادوست مراجعه‌ فرمایید). در 1506 تمام منطقه‌ی مکریان- جنوب دریاچه‌ی اورمیه‌- توسط قزلباشان اعزامی شاه‌ اسماعیل ویران شد‌. اکنون هم آن ناحیه‌ به‌ محال شهر(شار) ویران موسوم است. با سیاست شاه‌ اسماعیل، بیش تر امیرنشین های کرد به‌ عثمانی متمایل شدند. سلطان سلیم زیرکانه‌ به‌ فکر بهره‌برداری از این فرصت افتاد که‌ شاه‌ نوجوان ایرانی فراهم کرده‌ بود، سرانجام در 1514 پیمانی‌ بین سلطان سلیم عثمانی و حکیم ادریس بتلیسی به‌ نمایندگی امرای کرد (با حفظ اقتدار داخلی هر حکومت در منطقه‌ی خود) بسته‌ شد. به‌ این طریق نزدیک به‌ 25 امیر نشین کرد به‌ عثمانی پیوستند. (برای اطلاع بیش تر به‌ کتاب تاریخ عثمانی / اسماعیل حقی اوزون چارشلی، ترجمه‌ وهاب ولی، نشر مطالعات و تحقیقات فرهنگی 1370 ص 308 مراجعه‌ شود، پروفسور چارشلی اذعان دارد که‌ شرق اناتولی متعلق به‌ عثمانی نبود و عثمانی آن منطقه‌ را در جنگ متصرف نشد، بلکه‌ بر اثر وحشت کردها از شاه‌ اسماعیل و همکاری یکی از فضلای کرد به‌ نام حکیم ادریس بتلیسی، این مناطق‌ به‌ عثمانی پیوستند و موجبات پیروزی عثمانی در جنگ چالدران فراهم شد)
-- شیوخ کرد و سیاست
از هنگامی که‌ حکومت های منطقه‌ای بر اثر خودسری عشایر رسالت خود را در حفظ امنیت ساکنان منطقه‌ از دست دادند، آشفتگی و نا امنی بر کردستان مستولی شد. در این هنگام بود که‌ مردم به‌ سوی شیوخ روی آوردند تا برای خود مأمنی بیابند. ستمگری حکام قاجار نیز، مردم را به‌ فکر رهایی از وضع ناهنجار تحمیلی کشانید. در این هنگام بود که‌ شیوخ نیز به‌ عرصه‌ی سیاست کشیده‌ شدند و مردم در پناه‌ آنان، علیه‌ حکام ستمگر به‌پاخاستند، ازجمله‌ بیش تر مناطق کردنشین شمال غربی ایران به‌ رهبری شیخ عبیدالله‌ و همکاری برخی از عشایردر سال 1880 قیام کردند، رویدادهای خونبار آن جریان موجب سلسله حوادثی شد که‌‌ تا به‌ قدرت رسیدن رضاشاه‌ ادامه‌ داشت. به‌ این سبب‌ تاریخ نویسان‌ رویداد مذکور را ام الحوادث گفته‌اند.
-- تحرکات نوین
پس از فروپاشی سلطنت ضاشاه‌، نخستین هسته‌های تحرکات سیاسی مدنی، با طرد رویکردهای مسلحانه‌ی پیشین به‌ وجود آمد (کومه‌له‌ی ژ. کاف / جمعیت تجدید حیات کرد که‌ بر چهار اصل اسلام، مدنیت، کردیت و صلح و آشتی استوار بود). اگر چه‌ پیروان عادی این جمعیت پایبند مرامنامه‌ی آن بودند، ولی برخی از رهبران جمعیت به‌ جانبداری از کمونیسم و حزب توده‌ تمایل پیدا کردند، سرانجام در اول آبان 1324 حزب دمکرات کردستان شکل گرفت. البته‌ در خلأ نیروی دولت مرکزی در مناطق کردنشین شمال غرب ایران از هنگام فروپاشی رژیم، کردها در عمل خودمختار بودند، ولی پس از تشکیل حزب دمکرات اختیارات خود را رسمیت دادند. با این حال در اوخر پاییز 1325 پس از این که‌ خود را در برابر دولت مرکزی تنها یافتند، متوسل به‌ جنگ و خشونت نشدند بلکه‌ به‌ شیوه‌ای رسمی و مدنی قدرت را به‌ حکومت مرکزی بازسپردند، اما دست اندرکاران حکومت مرکزی با خشونت غیر منتظره‌ای با رهبران آن جریان برخورد کردند. پس از بازگشت نیروی دولت، بر خلاف آذربایجان، دامنه‌ی فشار ومحرومیت بر کردهارا شدت گرفت. این سیاست نادرست سبب شد هسته‌های مقاومت در بین مردم به‌ویژه‌ جوانان به‌ سرعت پدید آید، اما این بار برخلاف دوران پیش جنبش کردها تمایلات مارکسیسدتی پیدا کرد. با این حال شیوه‌ی تحرکات تا اواسط دهه‌‌ی چهل، مدنی و غیرمسلحانه‌ باقی ماند.


كد خبر: 1077 تعداد بازدید خبر: 312 چاپ خبر ارسال خبر به يك دوست

  نظرات (1)
 1 سپاس‌گزاری
نویسنده علیرضا افشاری, تاريخ ۲۸-۱۱-۱۳۸۷
از جناب دکتر ابریشمی کمال تشکر را برای اطلاعات مفیدی که دادند، دارم. از جانب خودم می‌گویم که اگر واژه‌ای را به نادرستی به کار بردم، تعمدی در کار نبوده و گمان هم نمی‌کنم ایران‌دوستی بخواهد سیاه‌کارانه دست به تحریف تاریخ بزند، مگر این که دلایل و مستنداتی داشته باشد که آن هم در برخورد با آگاهی‌های بزرگانی چون شما صیقل خورده و به نتیجه‌ای درست و منطقی برسد. امید است پژوهشگران جوان برای پر کردن خلاء ناشی از پژوهش‌های تاریخی که شما آن را ناشی از ترفند دولت نوین می‌دانید - که جای تأمل دارد - آستین همت بالا بزنند تا بتوانیم با گام‌هایی استوار برای ساختن ایرانی بهتر و شایسته‌تر در کنار یکدیگر باشیم. پیروز و کامیاب باشید.

ارسال نظر |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
  • نظرتان را در مورد این خبر با کوردنیوز در میان بگذارید
نام و نام خانوادگي:
پست الکترونیکی:
عنوان نظر:
متن نظر:

کد داخل کادر را وارد کنید* Code

 

spacer.png, 0 kB
تازه‌ترين عناوين
RSS
Kurdish_PHoto
لينك وب سايتها
Kurdnews_Toolbar
 
     
 
     
spacer.png, 0 kB
spacer.png, 0 kB
spacer.png, 0 kB