
کورد نیوز: روزنامه رادیکال كيهان چاپ تهران كه به حمله و دروغ پردازي عليه اصلاح طلبان شهرت دارد، در ستون پرسه در مطبوعات این روزنامه به بهانه ياداشت "پيام اميد به روشنفكران مسئول" نوشته دكتر محمدعلي توفيقي روزنامه نگارکرد وعضو شوراي مركزي سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي ايران به وی شدیدا تاخت.یادداشت دکتر توفیقی در روزنامه كارگزاران پنچشنبه 2 اسفند منتشر شده بود .
مطلب کیهان را بخوانید:
كيهان - عضو مجاهدين انقلاب: بايد صبر كرد،قدرت استبداد در كشور درهم شكسته مي شود!روزنامه كارگزاران روز پنج شنبه يادداشتي را به قلم محمدعلي توفيقي، عضو شوراي مركزي سازمان مجاهدين انقلاب، منتشر كرد كه در آن براندازي نظام و حاكميت دموكراسي(!) به عنوان «وعده خداوند»(!) توصيف شده و از همه مخالفان نظام خواسته است كه صبر كنند تا «وعده خداوند» محقق شود!
اين عضو افراطي سازمان مجاهدين انقلاب چنين نوشت: «فريد زكريا، روزنامه نگار آمريكايي، در مقدمه كتاب «آينده آزادي» آورده است، به واسطه زندگي در عصري دموكراتيك، دموكراسي از اينكه صرفا يك شيوه حكومت باشد فراتر رفته و تبديل به سبكي از زندگي شده است. به گونه اي كه شايد بتوان ادعا كرد كه «وعده خداوند» براي تحقق عدل و داد در كره خاكي و در اين دوران تنها از طريق دموكراسي امكانپذير خواهد شد. در عين حال سرعت رشد دموكراسي در يكصد سال گذشته در جهان به گونه اي بوده است كه اكثر انديشمندان از آن نه به عنوان يك انتخاب بلكه به عنوان اجباري كه سرانجام و دير يا زود دامن تمام حكومت هاي غيردموكراتيك را خواهد گرفت ياد مي كنند.»
توفيقي در ادامه به نااميدي جريان روشنفكري از حاكميت دموكراسي(!) در ايران اشاره كرده و نوشت: «عواملي نظير مقاومت هاي شديد ساختار واقعي قدرت، طولاني شدن فرايند گذار جامعه، ضعف مفرط نهادهاي مدني و صنفي، ساختار غيرحزبي اجتماع و سياست كشور و ده ها عامل ريز و درشت ديگر در مجموع فضايي را پديد مي آورند كه غالب روشنفكران و گروه هاي مرجع اجتماعي نسبت به تغيير و تحول ساختار سياسي و گسترش فرهنگ دموكراسي در جامعه به ديده شك و ترديد بنگرند.»
عضوافراطي سازمان مجاهدين انقلاب در ادامه به تفسير سوره روم براي دلگرم كردن نيروهاي برانداز و تندروها متمسك شده و اظهار داشت: «درهم شكسته شدن قدرت هاي استبدادي و ظالم كه در متن اين سوره نهفته است همچون ضرورت اشعه آفتاب براي همه نسل ها و عصرهاست و هرگز گرد كهنگي و رنگ تكرار بر آن نمي نشيند و از جبر تاريخي زوال قدرت ها به عنوان يكي از قوانين طبيعت ياد مي كند.»
اين عضو مركزيت سازمان محوري افراطيون در پايان اذعان كرد: «مي توان بر هر قدرتي حاكم شد و مسير سرنوشت ملت ها را تغيير داد! اما چگونه؟ پس از سختي ها، بيچارگي ها، ضعف ها، ياس ها، تباهي ها، خيانت ها و بدانديشي ها، تنها اگر ايمان داشته باشي، مي تواني! «وعده خداوند» حق است پس بايد صبر كني و كساني كه ايمان ندارند اراده تو را سست نكنند.»
یادداشت دکتر توفیقی را درپی بخوانید:
"پيام اميد به روشنفكران مسئول"
1-ازدمكراسي اوليه و كهن آتن كه مورد نكوهش و دشمني سرسختانه فلاسفه اي مانند افلاطون بود تا دمكراسي مدرن و ليبرالي كه بيانگرنهايي ترين و بالاترين تكامل نهادهاي سياسي و اقتصادي انسان و مورد تمجيد و تائيد اكثر انديشمندان است، در ريشه تمام تعاريفي كه هرچند هم نامشخص و پيچيده از دمكراسي ارائه شده است، ايده قدرت جمعي و وضعيتي نهفته است كه در آن قدرت و شايد اقتدار نيز متكي بر"اراده مردم" است. اگرچه دمكراسي بيش از آنكه يك واقعيت ملموس باشد يك مفهوم ذهني است و مانند اكثر مفاهيم ديگر هيچ نوع معناي دقيق و مورد توافقي در مورد آن وجود ندارد اما آن هنگام كه در قالب يك سيستم سياسي و نظام اجتماعي و فراتر از مباحث آكادميك ظاهر مي شود اينگونه نبوده و حداقل در مباني، تعريف دقيق ، مشخص و استانداردي مي توان در مورد آن ارائه داد و احيانا از نتايج ملموس اش بر وضعيت زندگي معمول مردم سخن گفت.
يكي از اين مباني اساسي پارلمان است.در نظام هاي دمكراتيك پارلمان بعنوان اصلي ترين جايگاه تجلي اراده مردم كه خود جوهره اصلي دمكراسي را تشكيل مي دهد در تعيين سرنوشت و تدبير اداره جامعه از نقش ويژه و برجسته اي برخوردار است.غلبه گفتمان دمكراتيك در دنيا و نقش نمادين و محوري پارلمان در آن باعث شده است كه اكثر حكومت ها - حتي آنهائيكه در باطن غير دمكراتيك ترين نهادها و فاشيستي ترين رفتارها را از خود بروز مي دهند- چنان وانمود نمايند كه گويي از هر جهت خود را مقيد به به رعايت قواعد بازي دمكراتيك و شكل گيري نهاد مجلس در يك فرآيند آزاد رقابتي و سالم مي دانند.اما اينكه چنين پارلمان هاي مقلوبي كه عمده تا فرمايشي و شبه دمكراتيك هستند تا چه اندازه از كارآيي و اثربخشي مورد انتظار يك مجلس دمكراتيك كه مظهر اراده ملي باشد برخوردارند، موضوعي است كه پرداختن به آن خارج از حوصله اين ياداشت كوتاه است.
2- همانگونه كه" فريد زكريا " روزنامه نگار آمريكايي در مقدمه كتاب "آينده آزادي" آورده است، بواسطه زندگي در عصري دمكراتيك، دمكراسي از اينكه صرفا يك شيوه حكومت باشد فراتر رفته و تبديل به سبكي از زندگي شده است. او به درستي بيان مي كند كه انقلاب تكنولوژيك، ثروت روبه فزوني طبقه متوسط و سقوط نظام ها و ايدئولوژي هاي بديل سامان دهنده جامعه از مهمترين علت هاي سيستميك موج ناگزير دمكراتيزاسيون جهاني است .موجي كه به تنهايي بيش از همه فاتحان و كشورگشايان، سرزمين هاي پهناور، قدرت هاي استبدادي و ملت هاي گوناگون را تسليم اراده خود نموده است. تاثيرات شگرف سيستم هاي دمكراتيك بر كارآمدي نظام هاي اجتماعي - سياسي در تامين رفاه، سعادت و آسايش مادي و معنوي مردم از يكسو و كاهش منازعات محلي و جهاني در سايه حكومت هايي با نگرش دمكراتيك از ديگر سو باعث شده است كه مفهوم دمكراسي از جذابيت و محبوبيت و يژه و تقاضاي بالا در ميان مردم اكثريت جوامع فارغ از نژاد، رنگ، دين، مذهب و زبان برخوردارگردد.
گردش آسان، شفاف و روان امور معمول زندگي مردم ، تامين اجتماعي كارآمد، نظام اقتصادي سالم و پويا، كنترل تورم و بيكاري، بهداشت و درمان حداكثري، حاكميت ارزش هاي انساني نظير شجاعت، ايثار، عشق، نوع دوستي، اعتماد متقابل، شادی و روحيه همكاري، آزادي عمل به شعائر ديني و آيني و رشد فضائل اخلاقي و مذهبي در يك كلام سعادت دنيوي و اخروي بشر امروز جز در سايه نظام هاي دمكراتيك غير قابل تصور است. بگونه اي كه شايد بتوان ادعا نمود كه "وعده خداوند" براي تحقق عدل و داد در كره خاكي و در اين دوران تنها از طريق دمكراسي امكانپذير خواهد شد.در عين حال سرعت رشد دمكراسي در يكصد سال گذشته در جهان بگونه اي بوده است كه اكثر انديشمندان از آن نه بعنوان يك انتخاب بلكه بعنوان اجباري كه سرانجام و دير يا زود دامن تمام حكومت هاي غير دمكراتيك را خواهد گرفت ياد مي كنند.
3-عواملي نظير مقاومت هاي شديد ساختار واقعي قدرت،غالب بودن فرهنگ استبدادي ، طولاني شدن فرآيند گذار جامعه ايراني، انسداد سياسي موجود، بستن مطبوعات مستقل، برخورد حذفي با دگرانديشان و انديشمندان، ضعف مفرط نهادهاي مدني و صنفي، ساختار غير حزبي اجتماع وسياست كشور و ده ها عامل ريز و درشت ديگر در مجموع فضايي را پديدآورده اند كه غالب روشنفكران و گروه هاي مرجع اجتماعي نسبت به تغير و تحول ساختار قدرت و گسترش فرهنگ دمكراسي در جامعه ايراني آنهم با روش ها و رويكردهاي اصلاحي به ديده شك و ترديد مي نگرند.مخصوصا در مقاطعي مانند انتخابات و در شرايطي نظير رد صلاحيت هاي فله اي و غيرقانوني اخير كه صرفا به منظور تشكيل مجلسي يكدست، گوش بفرمان و مطيع صورت مي گيرد، چنين احساس دلسردي ونااميدي تشديد مي شود و آيه هاي ياسي مانند " نمي شود"، "نمي گذارند"، " امكانپذير نيست" و .... از زمين و زمان باريدن مي گيرد.
مرحوم شريعتي در يكي از سخنراني هاي خود كه در سال 1350 و در حسينيه ارشاد ايرادمي كند، ضمن ارايه تحليلي جامعه شناختي از وضعيت قدرت هاي حاكم بر جهان در دوران ظهور اسلام به تشريح وضعيت اسفبار و نااميد كننده ياران پيامبر مي پردازد كه يا در زير شكنجه جان مي دهند ويا براي زنده ماند ن ناچار به جلاي وطن مي شوند . او در اين سخنراني كه بعدها تحت عنوان" پيام اميد به روشنفكران مسئول" در مجموعه آثارش طبقه بندي شد از معجزه بزرگتري نسبت به پيش بيني ظاهري سوره روم در خصوص سقوط امپراطوري هاي ايران و روم _ كه در آن زمان بسيار دور از ذهن بوده است _و درهم شكسته شدن قدرت هاي استبدادي و ظالم كه در متن اين سوره نهفته است سخن به ميان مي آورد كه همچون ضرورت اشعه آفتاب براي همه نسل ها و عصرها است و هرگز گرد گهنگي و رنگ تكرار بر آن نمي نشيند.
شريعتي به زيبايي و درايت از " مدت محدود" و "زمان معين" همه قدرت ها حتي اگر بر همه جا و همه كس نيز تسلط داشته باشند سخن به ميان مي آورد و از جبر تاريخي زوال قدرتها بعنوان يكي از قوانين طبيعت ياد مي كند.معلم شهيد از دل اين سوره پيام اميد را براي همه آنهائيكه در سايه ياس ،فريب "غيرقابل تغير بودن وضع موجود" را مي خورند استخراج مي كند و مخاطبان خود را به بازگشت به منشا نظام حاكم بر جهان، فلسفه خلقت و قوانين لايتغيري كه بر زمان ، جامعه و طبيعت حكومت دارد فرا مي خواند. او همه آن مقدمه طولاني را براي يك نتيجه گيري علمي در انتهاي بحث اش ارائه مي دهد كه : مي توان بر هر قدرتي حاكم شد و مسير سرنوشت ملت ها را تغير داد ! اما چگونه ؟ پس از سختي ها، بيچارگي ها، ضعف ها، ياس ها، تباهي ها، خيانت ها، و بد انديشي ها،تنها اگر ايمان داشته باشي مي تواني !
"وعده خداوند" حق است پس بايد صبر كني و كسانيكه ايمان ندارند اراده تو را سست نكنند. فاصبران وعده الله حق و لا يستخفنك الذين لا يوقنون.