دکترعبدالله ابریشمی در ماهنامه وزین گزارش (شماره 203)، نوشتهای تحت عنوان "خندههای بلشویکی در مراسم بزرگداشت دکتر عبدالله ابریشمی" به قلم آقای عقاب علی احمدی درج شده است که نویسنده به زعم خود نسبت به رفتار احساسی برخی از کردها وشرکت کنندگان در آن مراسم، انتقاد و نظرات مثبت و سازندهای ابراز داشته، ولی درونمایهی مقاله حاکی از بیگانگی ریشهدار نسبت به موقعیت و رنج و محنت کردها است.
-بیگانگی هموطنان ما با رنج و محنت کردها در ایران و خاورمیانه، می تواند علل مختلفی داشته باشد، ازجمله: الف- پس از جنگ جهانی اول، در غرب ایران کشورهای نوبنیاد عرب به همت استعمار به وجود آمدند. برخی از این کشورها از برکت و لطف استعمار، صاحب بخشی از سرزمین کردستان شدند و دولت- ملت خاص عرب را تأسیس کردند. کشورهای جدید نسبت به کردها مرتکب جنایات بیشماری شدهاند. کردها نیز به این تقسیمات استعماری و به اقلیت درآوردن خویش در درون کشورهای ساختگی- که جمعیت کردها از اکثر آن کشورها و مجموع چند تای آنها بیشتر است- اعتراض کرده و می کنند. متأسفانه رویه دولتمردان وقت ایران مبنی بر نادیده انگاشتن واقعیت مسألهی کرد در آن کشورها و یا تحریف آن، به تأیید ضمنی اقدامات جنایتکارانهی همسایگان نسبت به کردها و محرومیت کردها از حق تعیین سرنوشت انجامیده است. کشور ترکیه نیز پس از متلاشی شدن امپراتوری عثمانی در جنگ جهانی اول، بر اساس نیرنگ، زورمداری و زد وبندهای سیاسی ایجاد شد. ترک ها نام ترکیه را برسرزمینی نهادند که موطن نیاکانی کردها نیز هست(آسیای صغیر)، آنان سیاست امحای کردها را در پیش گرفته و تا کنون از هیچ جنایتی نسبت به کردها رویگردان نبودهاند، رضاشاه نیز در انهدام قیام کردها علیه ترک ها در آرارات از هیچ نیرنگی نسبت به کردها و همکاری با ترک ها دریغ نورزید. ب - جهت گیری دولتمردان وقت در ایران به سود دول همسایه در اعمال فشار بر کردها و ممانعت از رهایی آنها، ج- تلقی همسان دولتمردان ایرانی از موقعیت کردها در ایران و کشورهای مجاور. اما اگر نتوان رویکرد سیاستمداران ایرانی را نسبت به نادیده انگاشتن حق تعیین سرنوشت کردها در کشورهای مجاورنکوهش کرد، حداقل می توان از پژوهشگران وآزادی خواهان ایرانی پرسید: آنان در برابر محروم کردن کردها از حق تعیین سرنوشت و این جنایات چه موضعی اتخاذ کرده و چه واکنشی از خود نشان دادهاند؟ - آقای علی احمدی دریاداشت قبل الذکر ضمن اعتراض به جریان مراسم می پرسد: "کدام آزادیخواه و مردم سالار غیر کردی می تواند با این آقایان همدردی کند و گوش به گلایههای آنها بدهد؟ " درپاسخ ایشان می توان گفت :اگر آزاد اندیشان همدردی با این "آقایان" را نمی پسندند، همدردی با دهها میلیون انسان تحت ستم یک اصل بدیهی وغیرقابل انکار بشریت و آزادی خواهی است، همان گونه که سعدی در ابیات جاودانهی خود آن را از شروط آدمیت خوانده است. شما هم این "آقایان" را کنار بگذارید و به "مردم کرد" روی آورید و با آنان همدردی کنید. نویسنده یاداشت "خندههای بلشویکی در مراسم ..." بکارگیری مفاهیمی چون ملت کرد و ناسیونالیسم کرد را توسط سخنرانان مراسم، مفهوم های ساختگی ملهم ازتمایلات واپسگرایانهی قومی و خنده آورخوانده! و در توجیه نظر خویش نوشته است: "باکمال تأسف باید گفت، ردپای سلوک استالینیست های حقیری که گونهای از کمونیسم را به گروهی از ایرانیان آموختند و سنگ بنای قوم گرایی را در این کشور- بر خلاف جریان مترقی رو به رشد کشور- ملت - گذاشتند، در رفتار و منش آقایان قوم گرا دیده می شود." به نظر نگارندهی این سطور، در توضیح اهداف مقاله بهتر است حد اقلی ازمفهوم "ملت" توصیف شود: در جهان امروز ساکنان هر سرزمینی با هر وسعت و جمعیتی از هنگامی که حکومت خود را تشکیل می دهند، یا خواهان حکومت بر خود هستند و برای تحقق آن تلاش می کنند، [آن مردم] ملت خوانده می شوند. دکتر رضا داوری در این باره در کتاب ناسیونالیسم و انقلاب می نویسد: "ملت عبارت است از گروههایی از مردم یا جمعی از آنان که دانسته یا ندانسته مایلند مستقل از قدرت غیر، اعم از قدرت بشری یا قدرت الهی، قواعد یا قوانینی بگذارند و امور خود را اداره کنند "1 - در مورد کردها، با توجه به چنین شناختی از مفهوم ملت؛ موقعیت کردها در کشورهای مجاور ایران- که کردها برای حفظ هویت و حق تعیین سرنوشت خود پیکار می کنند- مفهوم ملت و ناسیونالیسم مصداق موجهی دارد. اما در مورد ایران که یک کشور مستقل تاریخی است، سرور خواهان، ملت و مفاهیم پیوسته به آن را به میل خود تعریف می کنند. لذا این مفهوم ها در ایران ابهام آلود مانده است. از آغاز سدهی بیستم که اعلام مشروطیت شد و چندی بعد دولت به ظاهرنوین با ساختاری استبدادی و فرمایشی از دل آن بیرون آمد، مفهوم ملت نیز در قالب فرمایشی و دولت پسند آن عرضه شد، به این ترتیب می توان از نویسندهی محترم پرسید ایشان از کدام "جریان مترقی و رو به رشد کشور- ملت" در ایران سخن می گویند؟ اگر تحرکاتی در این زمینه بوده، همگی در جهت حفظ سروری گروهی خاص ازاهالی کشور صورت گرفته و به انهدام هویت سایر ایرانیان منجرشده است. در قرن اخیر، به کارگیری مفاهیم ملت و... در ایران برای گمراهی مردم و پایمال کردن حقوق انسانی آنان بوده است. لذا در کشوری که هنوز از این مفاهیم - توسط مدعیانش- تعریف فراگیر و قابل قبول مردم ایران ارایه نشده، از کدام جریان مترقی کشور- ملت سخن به میان می آید؟ هموطن! وقتی از ملت ایران صحبت می شود، پیش از هر چیز، این مفهوم از مبانی اتنیکی و سروری انحصاری دور می شود- نه اینکه چون کشور نوبنیاد ترکیه، ملت بر مبنای هویت اتنیکی خاص ترک و سروری مطلق آن تعریف شود- در چنین راستایی و به پیروی از تاریخ سیاسی واجتماعی دیرپای این سرزمین، مفهوم "ملت ایران" جنبهی فراگیر و فرا قومی به خود می گیرد. در چنین شرایطی ملت ایران همهی هم میهنان را شامل می شود، بدون این که به تفاوت های زبان مادری، دین ومذهب، پیوندهای قومی و موقعیت جغرافیایی ساکنان عنایتی داشته باشد. اگر زبان فارسی بعد از اسلام، زبان نوشتاری وعامل پیوندهای تاریخی ایرانیان بوده است، اما زبان مادری و محاورهیی تمام اهالی کشور نبوده و امروزهم نیست. لذا زبان فارسی نمی تواند - چون کشور ترکیه- به عنوان زبان ملی، جانشین زبان های مادری و اتنیکی همهی شهروندان ایرانی شده و بر همهی آنان تحمیل گردد. چنانچه گفته شد، ساختاراقتدار سیاسی ایران از ابتدای قرن بیستم بر مبنای ناسیونالیسم دولت پسند قرار گرفت و با تقلید از رویکردهای نژادپرستانهی آتاتورک و هیتلر، با بهره برداری ازتمام امکانات کشور، به مقابله و سرکوب هویت های ایرانی غیر فارس روی آورد. در یک قرن اخیر مشی دست اندرکاران ملت ساز و حکومتگر در ایران، نفی واقعیت های تاریخی واجتماعی دیرپای این مرزو بوم بوده و آنان اقتدار سیاسی را چون ابزاری قهرآمیز برای ساختن ملتی بر اساس ذهنیت سروری خواهانهی خود به کار گرفتهاند، ولی نه تنها در این راستا موفق نشده بلکه تفاهم دیرپای تاریخی ایرانیان را هم به چالش کشیدهاند و پیوندهای عاطفی مردم این سرزمین را تا مرز از هم گسیختگی پیش بردهاند. زبان فارسی جز در دوران دولت نوین تحمیلی نبوده و در تقابل با زبان های مادری مردم ایران قرار نگرفته است. تقابل بدعت آمیز زبان فارسی و ناسیونالیسم متجاوز دولت پسند، با هویت های دیرپای و خدادادی ایرانیان، پدید آورندهی آن چیزی است که آقای عقاب علی احمدی و همفکران ایشان گرایش های واپسگرای قومی می خوانند. آیا در چنین فضایی، قوم گرایی شایستهتر از ناسیونالیسم تجاوزگر و سروری خواه نیست؟ زبان فارسی جایگاه والای زبان مشترک ایرانیان را دارد، اما زبان ملی ایرانیان منحصر به زبان فارسی نیست، همهی زبان های تاریخی که در بین مردم ایران رایج هستند، بخشی از زبان ملی ایران به شمار می آیند. ملت ایران نیز منحصر به فارس نیست، بلکه هریک ازهویت های غیر فارس اهالی کشور بخشی از ملت ایران هستند، لذا ساختار ملت ایران مرکب است نه بسیط، حکومت ایران هم اگر دمکراتیک وعادلانه باشد، باید حکومتی مرکب باشد نه متمرکزوبسیط ومبتنی بر هویت، زبان و مذهبی که خاص بخشی از ملت ایران است. هموطن! آنچه را قوم گرایی می خوانید، ساخته و پرداختهی اجانب نیست، بلکه واکنش منطقی، اجتناب ناپذیر و خود جوش مردم تحقیر شده توسط ناسیونالیسم متجاوز دولتی و گروه حاکم و نسل دست پروردهی سروری خواه آن است. اگرنه ایرانیان تا پیش از تشکیل دولت به ظاهر نوین رضاخانی چنین مشکلاتی نداشتند. کوتاه سخن، اگر از ملت ایران و کشور- ملت، سخن به میان می آید، بهتر است موارد زیر مد نظر قرار گیرد: - زبان، دین و مذهب، فرهنگ، آداب و رسوم، از ویژگی های خاص و متمایز بخش هایی از مردم ایران هستند. لذا ویژگی هیچ یک از گروههای مردم ایران را نمی توان مبنای تشکیل حکومت "ایران" قرار داد و دارندگان هویت های دیگر را برای حفظ سروری گروه حاکم زیر فشارگذاشت. سروری خواهان قدرت طلب، با روی کار آمدن رضاخان زبان فارسی را سیاسی کرده و آن را از جایگاه والای تاریخی خود به عرصهی پر جنجال سیاست کشاندند، سپس ناسیونالیسم دولت پسند را چون ابزاری قهرآمیز، برای عقب راندن سایر هویت های اتنیکی، فرهنگی وخدادادی مردم ایران بهکار بستند، ولی چنان که می بینیم توفیقی به دست نیاوردهاند. - گفته شد ملت آن گروه از مردمی است که خواهان حاکمیت برخود و زادگاه خویش است، اگر ترک ها، کردها، عرب ها و... ی اهالی این سرزمین، بخشی از ملت ایران هستند، بر مبنای اصل حاکمیت بر خود، همهی آنان می بایست در تمام ابعاد حاکمیت - منطقهیی و سراسری ایران- و مزایای آن سهیم باشند تا مفهوم "کشور- ملت" در معنای درست مصداق پیدا کند. آن چه را کردها می خواهند و سروری خواهان به آن گردن نمی نهند(و از سوی دیگرآقای عقاب علی احمدی و همفکران ایشان گرایش های واپسگرای قومی خنده دارمی خوانند) ، همان هایی است که در میثاق ها و اعلامیههای حقوق بشر قید شده و دولت های منطقه نیز آن ها را امضا و اجرای آن ها را تقبل کرده اند! آیا تاکنون غیر از ترک ها- که از دیرزمان از سهامداران اصلی حکومت بر ایران بودهاند- سایر ایرانیان چون کردها - اعم از شیعه یا سنی- عرب ها، بلوچ ها و ترکمن ها در دولت نوین سهمی شایسته در حاکمیت مشترک وحاکمیت برخود و بهرهمندی عادلانه از درامدهای عمومی کشور داشتهاند؟ در پایان یادآوری بخشی از پیام تاریخی بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران که در گرماگرم برخوردهای خونبار کردستان صادر شد، خالی از لطف نخواهد بود، «...اسلام بزرگ تمام تبعيض هارا محكوم نموده و براي هيچ گروهي ويژگي خاصي قرار نداده و تقوي و تعهد به اسلام تنها كرامت انسان ها است و در پناه اسلام و جمهوري اسلامي حق اداره ي امور داخلي و محلي و رفع تبعيض فرهنگي و اقتصادي و سياسي متعلق به تمام قشرهاي ملت است من جمله برادران كرد» چرا این پیام نوید بخش به فراموشی سپرده شد ؟ چه کسانی و کدام نهادها در پنهان کردن این پیام وحدت آفرین و تاریخی سهیم هستند و اینکه چگونه می توان به طرح مجدد و بکارگرفتن پیام وحدت بخش مبادرت ورزید؟ می تواند موضوع یاداشت جداگانه ای باشد که فرصت طرح آن در این مجال نیست. هموطن! مردم بیشترمحروم ایران- چون کردها و سایرین- در برابر این همه بی عدالتی جز واکنش هایی که برای وادار ساختن دست اندرکاران به بازنگری رفتار ناعادلانهشان صورت گرفته و خواهد گرفت، چه راهکار دیگری می بایست اتخاذ کنند؟ آیا دست اندرکاران تا کنون به تلاش های فعالین حوزههای مدنی این مردم بیشتر محروم وقعی نهادهاند؟ آیا پژوهشگران ایرانی تاکنون در موارد فوق الذکر- که گوشههایی از دردو رنج بخش بزرگی از هموطنان ما است- به خود زحمت درک و تفحص دادهاند؟ یا این که نادیده گرفتن محنت کردها را بر همدردی با آنان ترجیح می دهند؟ هموطنان! آن چه را گروهی از شما قوم گرایی، مرکز گریزی و گرایش های واپسگرا می نامید، واکنش های خودجوش مردم بیشتر محروم در برابر تبعیض و ستمگری است نه برخاسته از تحریک خارجیان! بفرمایید علاقمندان پژوهش خود را آغاز کنند، و این سخنی است که این جانب در پایان آن مراسم خواستارش بودم و همچنان بر آن اصرار می ورزم. توضیح:قرار بود این یاداشت سرمقاله شماره پنج دوهفته نامه "روژهه لات" باشد که بدلیل توقیف نشریه میسر نشد. زیر نویس ها : 1 - داوری رضا، ناسیونالیسم و انقلاب / تهران 1365 ص36 2 - پيام 26 آبان ماه سال 1358 امام خمینی(ره) به نقل از كيهان 28 / 8 / 58